غره وجه سلبت قلب جمیع البشر ضاء بها اذ ظهرت باطن لیل کدر
انی وجدت امراه اوصفه تملکهم او قمراء محتجباء تحت حجاب الفکر
داخله خارجه شارقه بارقه صورتها کالبشر خلقتها من شرر
حین نات تنقصنی حین دنت ترقصنی کادسنا برقتها یذهب نور البصر
قامتها عالیه قیمتها غالیه غمزتها ساحره ریقتها من سکر
هدهدها من سباء اتحفنا من نب مندیها اخبرنی غیبنی کالخبر
قلت لروح القدس ما هی قل لی عجبا قال اما تعرفها تلک لا حدی الکبر
1180
سیدی انی کلیل انت فی زی النهار اشتکی من طول لیلی الفرار این الفرار
لیلتی مدت یداها امسکت ذیل الصباح لیلتی دار قرار دونها دار القرار
ربنا اتمم لنا یوم التلاقی نورنا ربنا و اغفر لنا ثم اکسنا ذاک الغفار
انما اجسامنا حالت کسور بیننا حبذا یا ربنا من جنه خلف الجدار
ربنا فارفع جداراء قام فیما بیننا ربنا و ارحم فانا فی حیاء و اعتذار
1181
به سوی ما نگر چشمی برانداز وگر فرصت بود بوسی درانداز
چو کردی نیت نیکو مگردان از آن گلشن گلی بر چاکر انداز
اگر خواهی که روزافزون بود کار نظر بر کار ما افزونتر انداز
وگر تو فتنه انگیزی و خودکام رها کن داد و رسمی دیگر انداز
نگون کن سرو را همچون بنفشه گناه غنچه بر نیلوفر انداز
ز باد و بوی توست امروز در باغ درختان جمله رقاص و سرانداز
چو شاخ لاغری افزون کند رقص تو میوه سوی شاخ لاغر انداز
چو آمد خار گل را اسپری بخش چو خصم آمد به سوسن خنجر انداز
برچسب:
نویسنده: mehri
تاريخ: چهارشنبه
8 خرداد
1392 ساعت: 12:31